الملا فتح الله الكاشاني
430
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كه تو را باشد كه سبب تخصيص تو بود بنبوت و بر ما واجب گرداند اطاعة تو از تو نمىبينيم هياكل بشريه ديدند و از درك حقايق ايشان غافل ماندند و نعم ما قال ( المولوى فى المثنوى المعنوى ) شعر همسرى با انبيا برداشتند اوليا را همچو خود پنداشتند گفت اينك ما بشر ايشان بشر ما و ايشان بسته خوابيم و خور اين ندانستند ايشان از عما در ميان فرقى بود بى منتها هر دو كان زنبور خوردند از محل زين يكى شد زهر و زان ديگر عسل هر دو كان آهو گيا خوردند و آب زان يكى شد خون و ديگر مشك ناب آن دونى خوردند از يك آب خور آن يكى خالى و آن ديگر شكر صد هزاران همچنين اشباه بين فرقشان هفتاد ساله راه بين حاصل كه آن قوم ظاهر بين نظرى به صورت كردند و از معنى غافل شده گمان بردند كه رسول بايد كه از جنس مرسل نباشد بجهة اين تعجب كرده گفتند كه اى نوح نيستى مگر مانند ما در احتياج باكل و شرب و ملابس و مناكح و غير آن از امورى كه بشر محتاج است به آن پس تو را چه مزيتى بر ما باشد تا موجب اختصاص نبوت بود به تو بر ما * ( وَما نَراكَ اتَّبَعَكَ ) * و ما نمىبينيم كه متابعت كرده باشند تو را * ( إِلَّا الَّذِينَ ) * مگر آنان كه * ( هُمْ أَراذِلُنا ) * ايشان فرومايگان و خسيسان مااند * ( بادِيَ الرَّأْيِ ) * در ظاهر راى يعنى به تو ايمان آوردند بى تفكر و بى تامل يا متابعان تو اراذلند در بادى الراى يعنى هر كه در ايشان نكرد صفة رذالت در ايشان مشاهده كند اراذل جمع ارذل و آن بغلبه استعمال مانند اسم شده چون اكبر و يا ارذل جمع رذل است و بادى الراى از بدء ماخوذ است بمعنى اول راى و ياء در آن مبدلست از همزه بجهه اين انكسار ما قبل و استرذال قوم نوح مؤمنانرا يا بجهة زعم ايشان بود به آن كه آنها بى تدبر و تعمق نظر بنوح گرويدند و يا بجهة فقر و مسكنة ايشان چون دانستند كه نعم دنيويه را ثباتى و بقايى نيست بجهة اين دست از او باز داشته همت خود را مصروف داشتند بطاعة و عبودية كه سرمايه نعم باقيه اخرويه است و بجهة اين به فقر و فاقه سلوك ميكردند و چون قوم نوح مزية فضل و شرف را بكثرت مال و جاه دنيوى ميدانستند هم چنان كه زعم اهل دنيا است از اين جهة گفتند كه * ( وَما نَرى لَكُمْ ) * و نميبينيم شما را يعنى تو را و پيروان تو را * ( عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ ) * بر ما افزونى كه از كثرت مال و جاه و منزل در دنيا بشرف و حسب بدان متابعة شما بايد كرد و اذعان بنبوت و استحقاق متابعت بايد نمود * ( بَلْ نَظُنُّكُمْ ) * بلكه گمان ميبريم شما را * ( كاذِبِينَ ) * دروغگويان يعنى تو را در دعوى نبوت و پيروان تو را در علم بصدق تو اين كلام ارباب تغليب مخاطب است بر غايبين * ( قالَ ) * گفت نوح * ( يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ ) * اى قوم مرا خبر دهيد * ( إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ ) *